على غضنفرى

153

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

صحنه‌ى تاريخ حذف نكنند . دوم آن‌كه آنان را به دليل همنشينى با پيامبر دوست بدارند ؛ زيرا مؤمن و مسلمانى كه وى را دوست دارد ، بايد ياران او را نيز دوست داشته باشد . پيداست محبت امت به اصحاب ، به دليل همنشينى آنان با رسول خداست ؛ زيرا وقتى حكمى بر چيزى به خاطر صفتى وارد شود ، نشان مىدهد كه آن صفت ، علت حكم بوده است . پس لزوم محبت به اصحاب بسته به اين است كه آنان اصحاب بمانند و البته اين دوستى با اينكه گفتار و رفتارشان مورد ارزيابى قرار گيرد ، منافاتى ندارد . شيعه نيز براى همنشينى همه‌ى اصحاب حتى آنان كه مورخين همه‌ى گروه‌هاى اسلامى ، جرم‌هاى آنان را ترسيم كرده‌اند ، ارج مىنهد و اين همراهى را يك توفيق و فضيلت مىداند ، ولى آيا عقلايى است كه از خطاهاى آنان بيزار نباشد ؟ ابن عرفه ، مشهور به نفطويه ، كه از بزرگان محدثان اهل سنت است ، مىگويد : « بيش‌تر احاديث فضايل صحابه ، در زمان بنى اميه و براى تقرب به آنان ساخته شده است ؛ زيرا گمان مىكردند با اين كارها بنى هاشم را خوار خواهند كرد . اين احاديث به گونه‌اى ساخته شده كه از هر صحابه‌اى ، پيشوايى شايسته براى اهل زمين ساخته‌اند ؛ و هركسى كه به يكى از آنان ناسزا گويد يا تهمتى بزند ، نكوهش مىشود ، چنان كه در روايت أنس از رسول خدا آمده است : هركس يكى از ياران مرا دشنام دهد ، لعنت خدا بر او ؛ و لعنت فرشتگان و همه‌ى مردم بر او ؛ و هركس عيبى بر آنان بگيرد و نقصى را به آنان نسبت دهد ، پس با او چيزى نخوريد و نياشاميد و بر جنازه‌اش نماز نخوانيد . اين خبر به اين ترتيب آمده و هيچ تفاوتى ميان صحابه نگذاشته است . » « 1 » بحث از جايز نبودن لعن معاويه كه برخى از انديشمندان سنت او را كافر

--> ( 1 ) - نظرية عدالة الصحابة ، احمد حسين يعقوب ، ص 55 .